تازه ترین اخبار نجومی جهان
پرتوهای كیهانی ذرات بارداری مثل پروتونها و هستههای اتمی هستند كه مانند باران یكنواختی روی جو زمین فرو میریزند. بیشتر این ذرات از خورشید و چشمههایی درون كهكشان خودمان، مثل بقایای ابرنواخترها، تابش میشوند. اما منبع پرانرژیترین ذرات كه با سرعت نزذيک به سرعت نور حركت میكنند همچنان یك معما باقی مانده است. سیاهچالههای ابر پر جرم در مركز كهكشانها مواد اطراف خود را میبلعند و ذرات باردار بسیار پرانرژی را به فضا پرتاب میكنند. در سرعتهای بالا، یك پروتون منفرد میتواند معادل یك توپ تنیس با سرعت ۱۰۰ كیلومتر بر ساعت انرژی داشته باشد. توضیح اینكه ذرات چگونه شتاب میگیرند تا به چنین سرعتهای بالایی دست یابند مشكل است.
یكی از توضیحات مطرح شده این است كه ذرات به وسیلهی «هستههای كهكشانی فعال»(AGN)، به بیرون پرتاب میشوند. انرژی هستههای كهكشانی از حركت گردابی ماده به درون یك سیاهچاله عظیم تامین میشود. اگر AGNها در فاصلهی حداكثر چند صد میلیون سال نوری از ما بودند این توجیه صحیح بود. تئوری پیشبینی میكند كه پرتوهای پرانرژی قبل از اینكه به زمین برسند در اثر برهمكنش با تابش زمینه به جا مانده از مهبانگ، انرژی خود را از دست میدهند. برخی توجیهات دیگر نقش انفجارهای پرتو گاما را موثر میدانند. انفجار پرتو گاما، انفجاری قوی، حاصل از فروریزش یك ستاره پرجرم به درون یك سیاهچاله است. همچنین پرتوهای كیهانی ممكن است از واپاشی ذرات سنگین به جا مانده از مهبانگ كه درون گرههای مرموز فضا-زمان به تله افتادهاند، به وجود بیایند.
آزمودن هر توجیهی دشوار است زیرا پرتوهای بسیار پرانرژی كیهانی بسیار نادرند.
دانشمندان برای اینكه به قدر كافی از آنها نمونه دریافت كنند بزرگترین گیرندهی پرتو كیهانی را در رصدخانه «پیر اوگر»(Pierre Auger) ساختهاند. این رصدخانه بینالمللی با وسعتی در حدود ۳۰۰۰ كیلومتر مربع، آرایهای از ۱۶۰۰ آشكارساز است و از سال ۲۰۰۴ شروع به كار نموده است. در رصدخانه اوگر ذرات پرانرژی در اثر برهم كنش با آب در مخزن آشكارساز، آشكار میشوند. این رصدخانه همچنین با استفاده از تلسكوپهای نوری به مشاهده تابش ذرات جو در اثر برخورد پرتوهای كیهانی میپردازد. رصدخانه باید دهها یا صدها پرتو كیهانی ساطع شده از AGNهای جداگانه را آشكار كند تا با تعیین سطح انرژی پرتوها معلوم شود آنها دقیقا چگونه شتاب گرفتهاند. فرآیندی كه تصور میشود به وسیله میدان مغناطیسی اطراف سیاهچالههای بسیار بزرگ كنترل شود. به گفته دانشمندان، برای مثال اگر ۱۰۰ پرتو از یك AGN آشكار و طیف انرژی پرتوها تهیه شود، راهی به سوی چگونگی شتاب گرفتن ذرات گشوده میشود.
هنگامی كه یك پرتو بسیار پرانرژی به لایههای فوقانی جو زمین برخورد میكند، رگباری از ذرات ثانویه به وجود میآورد كه با جاری شدن به سمت پایین جو به شاخه های متعددی تقسیم می شوند. رگبار ذرات هنگامی كه با زمین برخورد میكند می تواند منطقهای به وسعت ۴۰ كیلومتر مربع را پوشش دهد.
آشكارسازهای روی زمین ذرات ثانویه را دریافت و ثبت میكنند و همزمان ۲۴ تلسكوپ نوری نشان میدهند كه چگونه این ذرات باعث تابش ذرات جو میشوند. به این ترتیب ستارهشناسان با اطلاعات گرد آمده به دقت انرژی و خط سیر پرتوهای كیهانی را برآورد میكنند.
از مرداد ۲۰۰۷ تاكنون ۲۷ پرتو كیهانی پرانرژی ثبت و تحلیل شده است. تقریبا تمام این پرتوها از AGNهایی با فاصله حداكثر ۲۵۰ میلیون كیلومتری زمین میآیند. به گفته دانشمندان این نشان میدهد كه AGNها بهترین گزینه برای منبع پرتوهای كیهانی بسیار پرانرژی هستند.
پرتوهای كیهانی هنگام عبور از میدانهای مغناطیسی اندكی از مسیر اولیه خود منحرف میشوند. مطالعه پرتوهای كیهانی رازهایی را درباره میدانهای مغناطیسی موجود در كهكشان روشن میكند. همچنين اطلاعاتی درباره چگونگی برخورد ذرات به دست میدهد. هنگام برخورد پرتوهاي كيهانی با جو، انرژی ذرات آنها ۳۰ برابر بیشتر از انرژی ذرات در قویترین شتابدهنده های زمین است این تخمین جدید از بررسی خوشهی کهکشانی «ایبل» ۳۱۱۲ (Abell ۳۱۱۲) به دست آمده است. در سال ۲۰۰۲، منجمان اعلام کردند منشا اشعهی ایکس تابیده شده از این خوشه، ابرهای گرد و غبار و گازهای بین کهکشانی هستند. ولی مشاهدات جدید رصدخانه¬ی فضایی چاندارا نتوانست خطوط طیفی مربوط به اینگونه ابرها را تشخیص دهد.
به همین دلیل منجمان معتقدند اشعهی ایکس تابشی از این خوشه ناشی از برخورد بین الکترونها و فوتونهاي درون فضاست. این امر باعث تغییر محاسبات مربوط به تخمین جرم این خوشه میشود.
«مکس بونامنت»(Max Bonamente)، یکی از اعضای تیم بررسی کنندهی این خوشه، میگوید:"این واقعیت نشان میدهد که وزن ابرهای منشا اشعهی ایکس بسیار کمتر از مقداري است که قبلا تصور میشد".
مادهی تاریک ابتدا به این دلیل مورد توجه قرار گرفت که میتوانست توضیح دهد چگونه کهکشانها با وجود سرعت زیاد چرخش به دور خود، از هم نمیپاشند. اگر مادهی معمولی کمتری در ایبل ۳۱۱۲ وجود داشته باشد، مادهی تاریک کمتری نیز برای نگهداری آن مورد نیاز است. و در صورتی که این امر در مورد دیگر کهکشانها نیز صادق باشد، جهان وزن کمتری نسبت به آنچه تصور میشود خواهد داشت. تایید نتایج به دست آمده به وسيلهي این تیم تحقیقاتی منوط به ماموریتهای فضایی آتی است که قادر باشند منشا تابشهای دریافتی را به دقت مشخص نمایند.
منبع: www.space.com در گردش فضاپیماها به گرد یك سیاره، لحظاتی هست كه ستارهای از دید فضاپیما پنهان میشود و پشت سیاره غروب میكند. هنگامی كه ستاره، از دید فضاپیما، بالای جو سیاره قرار دارد، در بازهی وسیعی از طولموجها میدرخشد. در روش اختفای ستارهای، فضاپیما، ستاره را هنگامی كه از پشت جو سیاره میتابد رصد میكند. جو سیاره مانند یك فیلتر بعضی طولموجهای نور ستاره را جذب میكند. طولموجهای جذب شده نشان دهنده ی اتمها و مولكولهای موجود در جو سیاره است. روش اختفای ستارهای هماكنون به وسیلهی سه فضاپیمای اسا در زمین، مریخ و زهره پیاده میشود.
«گوموس»(GOMOS) نام دستگاهی است كه برای بررسی افزایش میزان اوزون جو زمين، بعد از كنترل مواد شیمیایی آسیب رسان، طراحی و روی ماهواره «انویست»(ENVISAT) نصب شده است. دستگاه از سال ۲۰۰۲ برای تهیه يك نقشه سراسری از لایه اوزون، روزانه غروب ۴۰۰ ستاره پشت زمین را رصد كرده است. علاوه بر این، گوموس به بررسی پدیده هایی كه در مقدار اوزون جو موثرند نیز میپردازد.
این دستگاه، ساخته شدن مقدار زیادی نیتروژن دیاكسید را در ارتفاع ۶۵ كیلومتری از سطح زمین در ژانویه و فوریه ۲۰۰۴ گزارش كرد. در طی دو ماه بعدی، این لایه به ارتفاع ۴۵ كیلومتری خزید و همراه با پایین رفتن خود لایه اوزون را تخریب كرد. به این ترتیب قطعهای از معمای اوزون مشخص گردید: نیتروژن دیاكسید میتواند باعث نابودی اوزون شود. «اسپیکم»(SPICAM) نام دستگاهی است كه روی سریعالسیر مریخ نصب شده و از زمان رسیدن فضاپیما به مریخ در سال ۲۰۰۳، بیش از ۱۰۰۰ اختفای ستارهای را رصد كرده است. به كمك اطلاعات فراهم شده، وجود لایههای مه در جو مریخ ثابت شده و دقیقترین توصیف از جو این سیاره تا به امروز به دست آمده است.
دادههای گردآوری شده علاوه بر اطلاعات محض علمی، حاوی اطلاعات كاربردی نیز هستند. مثلا معلوم بودن مقاطع عرضی جو مریخ در طراحی چتر نجات سفینههای مریخ نشین بسیار مهم است.
جو زهره متفاوت از جو زمین و مریخ و بسیار چگالتر است. با نصب دستگاه «اسپیکاو»(SPICAV) روی سریعالسیر زهره و استفاده از روش اختفای ستارهای، مقاطع عرضی دما و چگالی جو زهره تهیه شده است.
به گفته دانشمندان اختفای ستارهای روشی موفق و سودمند برای مطالعات بلند مدت آینده است. «مالكوم هيكن» (Malcolm Hicken) دانشآموختهي مركز هاروارد ميگويد:" اين كشف نشان ميدهد كه طبيعت باشكوهتر از آن چيزي است كه گمان ميكرديم و بيش از يك راه براي انفجار يك كوتوله سفيد وجود دارد".
اخترشناسان، ابرنواختر مشاهده شده را بر اساس اينكه آيا طيف آن هيدروژن نوع II را نشان ميدهد يا هيدروژن نوع I، مورد بررسي قرار دادند. در هيدورژن نوع II، ستارهاي پرجرم و كم عمر دستخوش فروريزش هسته شده و منفجر ميشود. در تصويري متعارف براي ابرنواخترهای نوع Ia، بيشتر انفجارهاي ابرنواختري فاقد هيدروژن، اينگونه اتفاق ميافتد كه يك كوتوله سفيد گازهاي اطراف ستارهي همدم خود را جمعآوري كرده تا اينكه دستخوش يك همجوشي هستهاي هولناك شده و با انفجاري متلاشي ميشود.
ابرنواختر ۲۰۰۶gz كه به تازگی كشف شده، به خاطر كمبود هيدروژن و برخي خصوصيات ديگر در گروه ابرنواخترهای نوع Ia دسته بندي شده است. با اين حال تحليل محاسباتي كه در دانشگاه ايالت اهایو بر روي اطلاعات تركيبي مرکز CfA صورت گرفته، نشان ميدهد كه اين، ابرنواختری نامتعارف بوده و به مطالعه دقيقتري نياز دارد.
مهمترين نكته در خصوص ابرنواختر ۲۰۰۶gz، اثر طيفي مستدلي از وجود كربن نسوخته است. وقتي دو كوتوله سفيد درهم ادغام ميشوند، انتظار ميرود در چگالترين نواحي خارجي خود مقاديري كربن داشته باشند بطوريكه انفجار قدرتمند مركزي اين لايههاي خارجي سرشار از كربن را به بيرون پرتاب ميكند. همچنين ابرنواختر ۲۰۰۶gz، لايههايي متراكم از سيليكون را نيز نشان ميدهد. در اين فرآيند سيليكون در طي انفجار توليد و پس از آن بهخاطر موج ضربهاي انفجار كه از طريق لايههاي كربن و اكسيژن پيرامون منعكس گرديده متراكم شده است. مدلهاي كامپيوتري صورت گرفته براي كوتولههاي سفيد ادغام شده، اثرات طيفي مارپيچ گونهاي از كربن و سيليكون را پيشبيني ميكند. علاوه بر اين، ابرنواختر ۲۰۰۶gz، درخشانتر از حد انتظار بوده است و اين را ميرساند كه ستاره های سازنده ی آن، جرمي بيش از ۱.۴ برابر جرم خورشيد كه به حد چاندراسكار معروف است داشتهاند. تاكنون تنها يك نمونه انفجار ابرنواختری فراتر از حد چاندراسكار مشاهده شده است و آن ابرنواختر ۲۰۰۳fg است. درحاليكه مشاهدات صورت گرفته بر روي ابرنواختر ۲۰۰۳fg گوياتر و مهيجتر بوده است، اما اطلاعات حاصله از ابرنواختر ۲۰۰۶gz به مراتب متقاعد كنندهتر و مستدلتر هستند. «مالكوم هيكن» (Malcolm Hicken) دانشآموختهي مركز هاروارد ميگويد:" اين كشف نشان ميدهد كه طبيعت باشكوهتر از آن چيزي است كه گمان ميكرديم و بيش از يك راه براي انفجار يك كوتوله سفيد وجود دارد".
اخترشناسان، ابرنواختر مشاهده شده را بر اساس اينكه آيا طيف آن هيدروژن نوع II را نشان ميدهد يا هيدروژن نوع I، مورد بررسي قرار دادند. در هيدورژن نوع II، ستارهاي پرجرم و كم عمر دستخوش فروريزش هسته شده و منفجر ميشود. در تصويري متعارف براي ابرنواخترهای نوع Ia، بيشتر انفجارهاي ابرنواختري فاقد هيدروژن، اينگونه اتفاق ميافتد كه يك كوتوله سفيد گازهاي اطراف ستارهي همدم خود را جمعآوري كرده تا اينكه دستخوش يك همجوشي هستهاي هولناك شده و با انفجاري متلاشي ميشود.
ابرنواختر ۲۰۰۶gz كه به تازگی كشف شده، به خاطر كمبود هيدروژن و برخي خصوصيات ديگر در گروه ابرنواخترهای نوع Ia دسته بندي شده است. با اين حال تحليل محاسباتي كه در دانشگاه ايالت اهایو بر روي اطلاعات تركيبي مرکز CfA صورت گرفته، نشان ميدهد كه اين، ابرنواختری نامتعارف بوده و به مطالعه دقيقتري نياز دارد.
مهمترين نكته در خصوص ابرنواختر ۲۰۰۶gz، اثر طيفي مستدلي از وجود كربن نسوخته است. وقتي دو كوتوله سفيد درهم ادغام ميشوند، انتظار ميرود در چگالترين نواحي خارجي خود مقاديري كربن داشته باشند بطوريكه انفجار قدرتمند مركزي اين لايههاي خارجي سرشار از كربن را به بيرون پرتاب ميكند. همچنين ابرنواختر ۲۰۰۶gz، لايههايي متراكم از سيليكون را نيز نشان ميدهد. در اين فرآيند سيليكون در طي انفجار توليد و پس از آن بهخاطر موج ضربهاي انفجار كه از طريق لايههاي كربن و اكسيژن پيرامون منعكس گرديده متراكم شده است. مدلهاي كامپيوتري صورت گرفته براي كوتولههاي سفيد ادغام شده، اثرات طيفي مارپيچ گونهاي از كربن و سيليكون را پيشبيني ميكند. علاوه بر اين، ابرنواختر ۲۰۰۶gz، درخشانتر از حد انتظار بوده است و اين را ميرساند كه ستاره های سازنده ی آن، جرمي بيش از ۱.۴ برابر جرم خورشيد كه به حد چاندراسكار معروف است داشتهاند. تاكنون تنها يك نمونه انفجار ابرنواختری فراتر از حد چاندراسكار مشاهده شده است و آن ابرنواختر ۲۰۰۳fg است. درحاليكه مشاهدات صورت گرفته بر روي ابرنواختر ۲۰۰۳fg گوياتر و مهيجتر بوده است، اما اطلاعات حاصله از ابرنواختر ۲۰۰۶gz به مراتب متقاعد كنندهتر و مستدلتر هستند. اين تحقيق، كه به مقايسهي ابرنواخترهاي موجود در كهكشانهاي همسايه و ابرنواخترهاي دوردست ميپردازد، نشان ميدهد كه ابرنواخترهاي دوردست حدود ۱۲ درصد درخشانترند. علت اين افزايش درخشندگي، جوانتر بودن ستارهي مادر به هنگام انفجار و تبديل به ابرنواختر است. چرا كه ابرنواخترهاي دورتر چيزي حدود ۹ ميليارد سال پيش منفجر شدهاند.
از آنجايي كه درخشندگي يكسان ابرنواخترها كمك بزرگي براي دانشمندان در مطالعهي انرژي تاريك به شمار ميرود، نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه پژوهشهاي آتي روي انرژي تاريك با مشكلات جدي مواجه خواهد شد. زيرا فرض يكسان بودن انفجارهاي ابرنواختري ديگر صحيح نیست. البته دانشمندان ميتوانند اثر اين تغييرات درخشندگي را در محاسبات خود وارد کنند اما اين امر چالشي پيش روي اين محققان محسوب ميشود.
سرپرست نگارندگان تيم تحقيقاتي دانشگاه تورنتو، «اندرو هول»(Andrew Howell)، معتقد است:"ميتوان يك ابرنواختر را به صورت یک لامپ تصور كرد. نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه ابرنواخترهاي ابتدايي، توان بيشتري از ابرنواخترهاي فعلي داشتهاند. البته مادامي كه بتوانيم مقدار توان آنها را محاسبه كنيم، قادر خواهيم بود محاسبات خود را تصحيح نماييم. اما بررسي ماهيت انرژي تاريك مستلزم انجام تصحيحاتي فوقالعاده دقيق است و ما هنوز نميدانيم تا چه حد قادر خواهيم بود اين محاسبات را با دقت انجام دهيم." تلسكوپهاي « اسپيتزر» و «چاندرا» ناسا این سياهچالههاي پرجرم و در حال رشد را كشف کردهاند، که بازگوكنندهي بخش عظيمي از يك جمعيت گمشده از سياهچالهها هستند. كشف اين سياهچالهها نشان می دهد كه صدها ميليون سياهچالهي در حال رشد ديگر در عالم جوان ما وجود دارد، كه چيزي بيش از دو برابر تعداد سياهچالههاي شناخته شده در آن فاصله است. اين يافتهها همچنين اولين شواهدي هستند كه نشان ميدهد بيشتر كهكشانهاي پرچرم دوردست، سياهچالههاي جوان غولپيكري را در هستههاي خود دارند.
دهها سال بود كه تعداد بسياري از سياهچالههاي فعال، گمشده تصور ميشدند. اين ساختارهاي بسيار پرانرژي به دستهاي از سياهچالهها بهنام «اختروش ها» تعلق دارند. يك اختروش از ابری حلقهاي شكل از گاز و غبار كه سياهچالهي فوقالعاده پرچرم را دربرگرفته تشكيل شده است و آن را تغذيه ميكند. اين گاز و غبار وقتي كه توسط سياه چاله بلعيده ميشوند، گرم شده و بهصورت پرتوهاي ايکس بيرون پرتاب ميشوند. اين پرتوها ميتوانند به صورت تابش يا شعلهي موجود در فضا آشكار شوند، اما اختروش ها خودشان اغلب به طور مستقيم قابل مشاهده نيستند زيرا گاز و غبار موجود، آنها را از ديد ما پنهان ميكنند.
« ددي» Daddi)) ميگويد:" ما از مطالعات قبلي خود در حدود ۳۰ سال قبل ميدانستيم كه بايستي اختروش هاي بيشتري در عالم وجود داشته باشد اما تا به امروز نميدانستيم كه كجا بايستي آنها را جستجو كنيم. ددي و تيم همكارانش ابتدا شروع به مطالعهي ۱۰۰۰ كهكشان پرجرمي نمودند كه در حال بوجود آوردن ستارگان هستند و گمان ميشد كه بايستي اختروش هاي گمشدهي مورد نظر باشند. كهكشانها به لحاظ جرم مانند كهكشان مارپيچي راهشيري خودمان هستند اما از لحاظ شكل ظاهري نامنظم و بيقاعده هستند. اين كهكشانها در فاصلهي ۹ تا ۱۱ ميليارد سال نوري، زمانيكه عمر عالم بين ۲.۵ تا ۴.۵ ميليارد سال بود و در دورهي نوجواني خودش بهسر ميبرد وجود داشتهاند. زمانيكه اخترشناسان با چشمهاي فروسرخ تلسكوپ اسپيتزر و با دقت بيشتري به كهكشانها نگاه كردند، متوجه شدند كه از اين ميان حدود ۲۰۰ كهكشان وجود دارد كه به ميزان غيرمعمولي نور مادون قرمز از خود گسيل ميكنند. اطلاعات اشعهي ایکس بدست آمده از تلسكوپ چاندرا و تكنيكی موسوم به «پشته سازي»(Stacking) آشكار ساختند كه كهكشانها در حقيقت درون اختروش هاي بزرگ پنهان بودهاند. اكنون دانشمندان تصور ميكنند كه اختروش ها گازهاي موجود در ابرهاي حلقهاي شكل اطراف خود را گرم ميكنند و باعث آزاد شدن نور مادون قرمز بيشتري ميشوند.
اختروش هاي تازه كشف شده كمك مي كنند تا به جواب پرسشهايي بنيادي در مورد اينكه كهكشانهاي پرجرم چگونه رشد ميكنند برسيم. به عنوان مثال دانشمندان دريافتهاند كه بيشتر كهكشانهاي پرجرم، ستارگان را بطور پيوسته و يكنواخت و سياهچالهها را به يكباره و بهصورت همزمان بوجود ميآورند و اين روند تا زمانيكه كهكشان آنقدر بزرگ ميشود كه سياهچالههايش فرآيند شكلگيري ستارگان را متوقف ميسازد ادامه دارد. يك ميليون دلار مبلغي است كه به عنوان جايزه به يكي از ۶ تيم شركت كننده در مسابقات آسانسورهاي فضايي تعلق خواهد گرفت.
این سومین سالی است که رقابتها برگزار میشود و در این دوره، هدف ابداع روشهایی است که بتوان روزی از آنها در ساخت یک آسانسور فضایی بهره گرفت. یک آسانساور فضایی متشکل از کابلی بین زمین و فضا است كه یک وسیلهی نقلیه با بالا رفتن از این کابل، محمولههای مورد نظر را از زمین به مدار آن حمل مينماید. مسابقات از دو بخش تشكيل شده است. بخش اول مروبط به طراحي و ساخت كابل آسانسور است و بخش دوم مربوط به ساخت حمل كنندهي بار.
بديهي است كه ساختن کابلی این چنین محکم از قدرت تکنولوژیِ فعلی بیرون است. به همین دلیل یکی از دو چالش اصلی در این مسابقات، طراحی و ساخت کابلی مقاومتر از هر محصول تجاری فعلی است.
از ميان تمام تيمهاي شركت كننده، تنها دو تیم به مرحلهي طراحي كابل راه پيدا كردهاند. کابلهای ساخته شده توسط این دو تیم به وسیلهی ابزارهای مخصوص آنقدر کشیده میشود تا یکی از آنها پاره شود. سپس تیم برنده باید با «کابل خانگی» مبارزه نماید، کابلی که از مواد در دسترس ساخته شده و سه گرم وزن دارد در حالی که وزن مجاز برای تیمهای رقابتکننده تنها ۲ گرم است. به علاوه کابل طراحی شده توسط رقابت کنندگان باید اقلا ۵۰ درصد از «کابل خانگی» قویتر باشد. کابلی که سال گذشته موفق شد ۶۴۰ کیلوگرم نيرو را تحمل نماید. بخش ديگر مسابقه، كه «قدرت پرتو» نام گرفته است، به ساخت وسيلهاي مربوط ميشود كه بتواند بدون نياز به يك منبع انرژي داخلي، از كابل فضايي بالا رود. درست مانند يك آسانسور فضايي واقعي، اين وسيله بايد از يك منبع انرژي روي زمين (مانند ليزر، امواج مايكرويو يا هر گونه انرژي قابل انتقال به كمك «پرتو») استفاده كند.
در جريان اين بخش از مسابقات، وسيلهي نقليهي دانشگاه ساسكاچوان، برندهي مسابقات سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶، به اندازهي مورد نياز سريع نبود و نتوانست به قدر كافي از كابل بالا رود تا جايزهي نقدي را دريافت نمايد. در اين مرحله، همه چيز مهيا بود تا تيم «دزدان فضايي شهر كانزاس» (Kansas City Space Pirates ) شانس خود را براي بردن جايزهي نقدي امتحان كنند. وسيلهي نقليهي آنها از سلولهاي خورشيدي براي تامين انرژي استفاده ميكند و نور خورشيد به كمك ۱۹ آينهي مستقر شده روي زمين به وسيله ميرسند. اما شدت باد در زمان مسابقه مانع از موفقت اين تيم شد.
البته باد تنها مشكل مسابقات امسال نبود. اتومبيل حامل وسايل تيم دانشگاه مكگيل (McGill University) كه بنا بود از امواج مايكرويو به عنوان منبع انرژي استفاده كنند، در مسيرش به سمت محل مسابقه دچار سانحهي رانندگي شد. اين تصادف باعث از بين رفتن بسياري از قطعات و دستگاهها گرديد و عليرغم تلاش اعضا براي تعمير آنها، اين تيم نتوانست در مسابقه شركت نمايد.
به علاوه با توجه به احتمال بارش باران در روز مسابقه و ابري بودن هوا در روز بعد، انتظار ميرود مسابقات به تاخير بيافتد چرا كه سه تيم از چهار تيم شركت كننده از صفحات خورشيدي به عنوان منبع انرژي استفاده ميكنند. از طرف ديگر خيلي از تيمها قادر به صبر كردن تا دو روز بعد نيستند و اين امر موجب آن شده است كه برگزاري ادامه ی مسابقه در حالهاي از ابهام فرو رود. تقریبا در وسط G۲۹۲.۰+۱.۸، تپنده ای (پالسار) وجود دارد که بر این سحابی میدمد، این موضوع با برسسی پرتوهای ایکس و به سبب برون ریزش این جرم آشکار شد. در حقیقت این جرم در حبابی مغناطیسی و حاوی ذرات پرانرژی که به واسطه چرخش سریع خود به وجود آورده، محاصره شده است. این تپنده باقی مانده همان ستاره ایست که دچار انفجار ابرنواختری شده بود.
شگفتی دیگر آن است که این تپنده اندکی در سمت پایین و چپ مرکز سحابی قرار دارد، و این بدان معناست که انفجار ابرنواختری به صورت مایل و نامتعادل انجام شده و این موضوع سبب شده تا تپندهی باقی مانده در نقطه ای دیگر به جز مرکز قرار بگیرد. این امر میتواند توضیح خوبی بر جهت چرخش و موقعیت کنونی تپنده باشد.
جنبه شگفتی آور دیگر، رشته ی درخشانی از پرتو X است که از میان استوا و مرکز این سحابی عبور کرده است.تصور میشود که ستاره، این حلقه از ماده را پیش از انفجارش به بیرون پرتاب کرده باشد. جهت یابی در این کمربند نیز نشان میدهد ستاره منفجر شده در قبل و بعد از انفجار دارای محور چرخش یکسان بوده است، و انفجار نامتقارن فقط صرف تغییر مکان تپنده شده است.
اخترشناسان متوجه شدند این باقی مانده، باریکههایی از پرتو پرانرژی ایکس را از خود خارج میکند. اندیشهها بر این است که این تابشها منشا پرتوهای پرانرژي کیهانی هستند، نمونههای آن در بسیاری دیگر از باقی ماندههای ابرنواختری مشاهده شده است. این احتمال وجود دارد که این باقی مانده اکنون بسیار کهن سال باشد و موضوعات فوق زمانی روی دادهاند که باقی مانده ابرنواختری بسیار جوان بوده است. دنبالهدار لونئوس که سی آبان ۱۳۸۶ به حضیض مداری خود و حداقل فاصله ۴/۰ واحد نجومی از خورشید میرسد در این شب های نخست آبان از قدر حدود ۵ در آسمان شامگاهی و در شرق ستاره درخشان سماک رامح، نزدیک به افق غرب دیده می شود. دنبالهدار دم باریکی با حدود ۳ درجه طول دارد که در عکسبرداری با نوردهی و ابزار مناسب ثبت می شود. اولین مدارگرد ماه(ماهگرد) چین، ساعاتی پیش با موفقیت پرتاب شد.
«لی شانگ فو»، مدیر پرتاب «چانگ ۱» این خبر را پس از قرار گرفتن آن در مدار زمین و باز شدن صفحات خورشیدی اعلام کرد. در روز ۳۱ اکتبر، فضاپیما در مسیر زمین-ماه قرار خواهد گرفت و در ۵ نوامبر به مدار ماه وارد می شود.
چانگ ۱ با استفاده از دوربین های چندگانه و طیف سنج پرتو ایکس خود، نقشه ای سه بعدی از سطح ماه تهیه خواهد کرد.
پرتاب این مدار گرد، اولین مرحله از طرح سه مرحله ای چین برای ارسال یک مدارگرد به ماه، فرود یک ماه نورد در سال ۲۰۱۲ و بازگرداندن خاک ماه به زمین در سال ۲۰۱۷ است.
«هو جینتائو»، رئیس جمهور چین، پرتاب موفقیت آمیز چانگ ۱ را به تمامی دست اندرکاران این پروژه و مردم چین تبریک گفت.
![]()
![]()
![]()
به گزارش عکاسان اعماق آسمان که در گوشه و کنار نیمکره شمالی سرگرم عکاسی با تلسکوپ از فوران عجیب دنبالهدار هولمز هستند، دم این دنبالهدار از گیسوی اصلی آن جدا شده و در حال پخششدن در فضا و رها شدن از دنبالهدار است.
هولمز در شب ۱۷ آبان در آسمان تهران. دنبالهدار نزديت آلفا-برساوش يا مرفق و گروه ستارهاي نزديک آن ديده ميشود. عکس: بابک تفرشي
(با زاويه حدود ۱۵ درجه نسبت به خط واصل دنبالهدار-خورشيد) در نتيجه دم دنبالهدار از ديد ما تقريبا در امتداد پشت آن قرار ميگيرد و ما فقط زاويه کوچکي از آن را ميبينيم. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
« مارك ديكينسون» (Mark Dickinson) از رصدخانهي ملي نجوم اپتيكي(NOAO) ميگويد:" سياهچالههاي فعال فوقالعاده پرجرم در هر كجايي از جهان اوليه وجود داشتند. ما قبلا در جستجوهاي خود براي كشف اين اجرام بخشهاي كوچكي از اين سياهچالهها را ديده بوديم، اما اكنون ميتوانيم تمام سياهچاله را مشاهده كنيم". سیاهچاله ای در حال رشد، که اختروش خوانده می شود، در طرحی مفهومی در مرکز کهکشانی دوردست قابل مشاهده است.
اسپيتزر اين تصوير را از منظر فروسرخ گرفته که نشان دهنده کسري از سياهچاله ها در شکم کهکشان هاي دور و پرجرم است. (با دايره هاي آبي مشخص شده اند.)
![]()
![]()
هر کدام از رنگهاي تصوير نشان دهندهي يک عنصر خاص است. از نکات عجيب ديگر در اين تصوير، پخش ناهمگن عناصر پس از انفجار است.![]()
اما در افق شمال شرقی دنباله دار هولمز 17P)) همه را غافلگير کرده است. این دنبالهدار که در اغلب حضیض های مداری خود کماکان بسیار کم نور است (زیرا از فاصله زیاد ۲ واحد نجومی خورشید می گذرد) دنبالهداری بسیار کوتاه دوره است که هر ۷ سال خورشید را دور می زند. در تیر امسال دنباله دار در اوج روشنایی به قدر ۱۴ رسید که از تیررس بیشتر تلسکوپهای آماتوری به دور بود. در شبهاي پايان مهر نيز تا قدر ۱۷ افت کرده بود اما در در شبهای نخست آبان فورانی ناگهانی
در هولمز رخ داد و آن را طی حدود ۲۴ ساعت به قدر ۵/۲ رسانید (طبق آخرین گزارش ها تا شب ۲ آبان)، چنانکه در کمال شگفتی رصدگران دنبالهدارها در جهان هولمز همچون ستاره ای با چشم در آسمان دیده میشد. اين براي دنبالهداري که سالها فقط با تلسکوپهاي بزرگتر از ۱۰ اينچ ديده شده است پديدهاي فوق العاده است. به علت فاصله زیاد دنباله دار و گیسوی کوچک آن چیزی از دم یا هاله گیسوی آن پیدا نیست و شاید با گسترش گاز و غبار رها شده از دنباله دار بر اثر فوران سطحی هسته آن به مرور گیسوي بزرگتر و بارز و احتمالا دمي را ايجاد ميکند. تا زمان انتشار اين خبر در شب ۲ آبان گيسوي دنبالهدار به اندازهاي رسيده است که با تلسکوپهاي کوچک تفکيک شود. برخی از رصدگران خبره دنبالهدارها بيش از ۱۴ قدر روشن شدن هولمز را طی چند شب اخیر یکی از شگفت انگیزترین تجربیات رصدی خود در این سال ها می دانند. احتمالا تکه تکه شدن هسته دنبالهدار يا فوران يخي تازه از هسته عامل اين روشنايي است.
برخلاف لونئوس که فقط در دقایق نخست شب دیده می شود هولمز جرمی نزدیک به شمال آسمان و در صورت فلکی برساوش است که از اول شب تا صبحدم دیده می شود. با توجه به فاصله زياد دنبالهدار از حضيض خود جابهجايي آن در آسمان کند است و طي شبهاي بعد نيز ميتوانيد آن را کماکان نزديک به آلفا-برساوش مطابق محل ثبت شده در عکس بالا ببينيد. پیش از نیمه شوال رصد آن در صبحدم و پس از غروب ماه توصیه می شود و پس از ماه بدر شوال رصد آن در شامگاه پیش از طلوع ماه توصیه می شود. معمولا فورانهای این چنینی دنبالهدارها چندان دراز مدت نیست و دنبالهدار طی چند شب دوباره کم نور می شود. پس فرصت این پدیده نادر را ازدست ندهید. اگر اهل کارهای علمی فراتر از رصد تفننی هستید با ابزار خود به ثبت دقیق دنبالهدار و قدر سنجی آن در مقایسه با نور ستارههای زمینه و تهیه منحنی از تغییرات قدر آن بپردازید. گزارشهای رصدی دقیق و تصاوير خود را علاوه بر ارسال برای ما به منابع بین المللی مانند Spaceweather.com ، وبگاه مرجع Aerith ، بخش دنبالهدارها در انجمن نجوم بريتانيا ، بخش رصدگران دنبالهدار در اتحاديه نجوم و وبگاه Cometography بفرستید. ![]()
چین در ساعت ۶:۰۵ بعد از ظهر به وقت محلی از از مرکز فضایی زی چانگ پرتاب شد. ۳A موشک
انتظار می رود اولین تصاویر از ماه در نیمه دوم نوامبر ارسال شود.
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




